تبليغاتX
بادبادک دل را به باد سپردیم

هنوز...........
تاريخ: شنبه 1385/04/31 ساعت :4 PM
 دیروز رفتم به همون جایی که خاطره داشتیم.

همون بهشت روی زمین خودمون. در تمام راه احساس میکردم کنارمی.

همه حرفات برام که  تداعیگر همون روزها بود روی ذهنم موج میزد.

چشمانم را بستم و با خیالت جاده را طی کردم.

صدای تو در گوشم بود.

 چه رویایی بود اون روزها.

 من اینک میگوییم که با خیالت شادم. با خیالت زندگی میکنم. با خیالت هر چند تکراری شدن حرفای کوتاهت به صورت خاطره. برایم تازه هستی.

 هنوزم میگوییم دوست دارم نه بخاطره اینکه  برگردی نه بخاطره اینکه تو را تسخیر کنم. من خودخواه نیستم. من تو را بخاطره خودت دوست دارم بخاطره خاطراتی که برام گذاشتی . بخاطره آرامشی که با خیالت  دارم.

 دوست دارم تا زنده باشی و تا شاد باشی.

 من از دیدن لبخندی بر لبانت جون میگیرم. حتی اگر از غم من باشد.

دل واژه ه ایمهسا | موضوع: | لينک ثابت |
دیدار از برج میلاد
تاريخ: پنجشنبه 1385/04/22 ساعت :3 PM

سه شنبه رفتم دندون عقلمو کشیده بودم . صورتم حسابی ورم داشت .

چهار شنبه هم نرفتم شرکت .

امروز قرار بود بریم بازدید از برج میلاد. آرزو داشتم که برم برج.

صبح که آمدم شرکت ، با اتاقهای خالی روبرو شدم. کمی منتظر شدم. آخه تا حالا

سابقه نداشت که مهندس د.( رئیس بخش) دیر تر از من بیاد. پیش خودم فکر کردم  نکنه دیروز که من نیامدم اینها برای خودشان برنامه ریختن و جدا گانه میرن برج.

یک sms زدم به آقای مهندس که چطوری هاست برنامه. اما جوابی نگرفتم.

 زنگ زدم به مهندس ک. ( برادر  به قول خودش)  که گفت در جریان نیست و دارد به طرف شرکت حرکت میکند.

20 دقیقه بعد به تعداد اضافه شد.  روی برد اسامی که قرار بود برن بازدیدو زده بودن. که بد شانسی من یکی از خانمها نیامده بود  . دیگری  هم که مهندس اجازه نداد بیاد. و موند مهندس ه.  که اونم بخاطر بی برنامگی نمخواست بیاد. من موندم و حوضم که ای بابا یکی پاشه که با من بیاد .

خلاصه دیگه داشتم بی خیال  برج میشدم . پاشدم که برم دنبال کار . دلو زدم به دریا رفتم پیش مهندس ه. گفتم. آقای مهندس شما جداً نمخواهید برید بازدید.

بنده خدا قیافه  منو که دید دلش به حالم سوخت. گفت یه آژا نس بگیر بریم .

 منم از خوشحالی پر در آوردم .

 خلاصه  با آژانس رفتیم برج.

 چون لپ من باد داشت هر کسی یه چیزی به من میگفت. جالبتر بابایی بود که تو برج دیدمش. گفت: چیه گوشت گذاشتی کنار لپت .

اين برج با 435 متر ارتفاع پس از برج سي ان تورنتو كانادا با 3/553 متر ارتفاع، برج مسكو با 3/533 متر ارتفاع و برج شانگهاي چين با 500 متر ارتفاع در مكان چهارم برج‌هاي مخابراتي  جهان قرار دارد. اين برج از 5 قسمت اصلي شامل: شالوده، ساختمان پاي برج (لابي)،‌ بدنه اصلي برج، سازه راس و دكل تشكيل شده است. ساختمان راس آن يكي از بزرگ‌ترين ساختمان‌هاي راس در برج‌هاي مخابراتي دنياست. قراره فضای باز دور این برج درست کننود. که من از همین جا اعلام میکنم که ابن کار حد اقل ۵ سال دیگه کار داره گول ۴۰۰ روز و نخرین که فقط ۴۰۰ روز برای پایان ساخت سازه است  نه کل کار.

نمای کامپوتری از پایان کار برج میلاد و محیط اطرافش( هدف)

 

 اطلا عات زیادی به دست آوردم اما انشاال.... بعدها مینویسم.  

  الانم خیلی خوشحالم. به مهندس ه . هم میگم خوب شد بردمتون برج کلی خوشحال شدین !!!!

دل واژه ه ایمهسا | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: سه شنبه 1385/04/06 ساعت :9 AM
سلام . به همه عزیزان ایرانیم.

من باز هم آمدم تا بنویسم.

حرف برای گفتن زیاده. اما همه حرفهارو نمیشه گفت.

 اول اینکه که دعای بابایی شامل حالم شد باز هم برگشتم شرکت دوست داشتنی خودم.

دوم اینکه کارها کمی سنگینه .برای من هم درکش سخته.باعث نا رضایتی همکاران شدم. اما من که به همین راحتیها دست برنمیدارم. باز هم تلاش میکنم تا همونی بشم که انتظارشو از من دارن.

هدفم هنوز همونه. به هدف مینگرم تا از تلاش باز نایستم.

این روزها مشغله فکریم زیاد شده. از طرفی بابا م حالش زیاد خوب نیست و برادرم عمل کرده و مشکل عصبی برایش پیش آمده. بابا، بی حوصله است.  من هم مثلا آمدم یه هوایی عوض کنم ، با دوستام باشم. اما وقتش برایم پیش نمیاد . خلاصه اوضا قمر در عقربه.

فکر کنم امسال هیچی از ایرانم نفهمم .

دلمم پره. پر.

 دوست داشتم بتونم فریاد بزنم ، دردمو بگم. اما حیف که باید یک سری حرفها رو تو سینه حبس کنم.

این روزها سخت میشه به کسی اعتماد کرد. روی دوستی همیشه دوست نیست، گاهی خنجری در غلاف پنهون هست.

 

دلم برای خویش تنگ شده.

In my lonliness i think about every thing around.

 in past in fort

 i just wana say, that how much i care

 how much i know.

 im too lost in fortune.

there is no fear.

but

im melting from deep inside

there in no choice

there is no way

im crashing &  crashing inside.

i just wana say, that how much can bear

how much can grow

im too lost in fortune

دل واژه ه ایمهسا | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo