استانبول و دزجه
تاريخ: یکشنبه 1387/03/12 ساعت :10 AM
سلام ببخشید اگه باز دیر میام ، والا به جون شما سرم خیلی شلوغه کمتر وقت برای
خودم دارم. اما خدا را شکر میکنم که وقت مرده ندارم
2-3 هفته پیش
ISO_SODEX در نمایشگاه
هم حضور پیدا کردیم.
تصمیم داشتیم با یک شرکت ترکی قرار داد ببندیم که خدا را شکر بسته شد .
بطور کلی4 روزی آنجا بودیم که زمان بسیار کمی بود هم برای دیدن از کارخانه و شرکت مورد نظر هم بازدید از شهر و کار شخصی من اطلاعات دانشگاهی.
هر روز 6 صبح بیدار میشدم و شبها 22 بر می گشتیم. تا میا مدم دوشی بگیر و اطلاعات بدست آمده را فایل بندی کنم، ساعت 2 شب میشد . وقتی رسیدم تهران همش خوابیدم
.

این عکس ترکیه اروپا-آسیا میباشد، جداً در این همه زیبایی حیرت زده شدم.
حالا قضیه قبل سفرم را نمیدانید. 1 روز قبل سفرم که پنجشنبه بود طبق معمول بیخوابی زده بود بسرم و هی کانالها را عوض میکردم به سرم زد مدارک سفر را زودتر جمع کنم تا بعداً هل نکنم اما چشمتون روز بد نبینه هر چی میگشتم پاسپورتم و پیدا نمی کردم ساعت 4 صبح شد دیگه نمیدونستم کجا رو بگردم از طرفی سعی میکردم سرو صدا هم نکنم که اهل و ایال خانه از خواب ناز بیدارنشن. ساعت شده بود نزدیک 7 صبح ، منم کلافه شده بودم و بغض گلومو گرفته بود که صدای برخورد کتری به سینک ظرفشویی به گوشم خورد ، پریدم از اتاقم بیرون و پدرو دیدم که با بهت به من نگاه میکنه آخه رنگ و روم خیلی پریده بود فکر شو بکنید یکی7 ساعت در سکوت دنبال چیزی بگرده یعنی چی؟؟؟ بنده خدا پدرم اون نیز بی اطلاع بود ، منتظر شدم تا مادر خانومی هم چشمانش را باز کند ، که گفت آره پیش ایشان هست ، منو بگین هم از تعجب خشکم زد و هم خوشحال شده بودم ،آخه صابقه نداشت اینجور مدارکم دست مادر خانومی بیافتد. حتی 1% احتمال هم نمیدادم. که گفتند که چند روز پیش به اتاقم رفته بودم که همینطوری برای دیدن تعداد مهرهای داخل پاسم آن را به اتاقش برده بود .
فردای آن روز هم من ساعت 4 صبح پرواز داشتم که 1 شب باید به فرودگاه میرفتم اون هم فرودگاه امام که اگه دستم به کسی که آنجا را برای ساختن فرودگاه انتخاب کرد برسه پوستشو زنده زنده میکنم . آخه شما بگین اونجا هم جا هست تو بیا بون فرودگاه ساختن؟؟ همه کشور ها سعی کردن برای اینکه دید توریسم به فضای ورودی شهر به زیبایی بنگرد، در بهترین فضا فرودگاه بسازند. بعد ایران گشته گشته رفته تو جاده قم فرودگاه ساخته!!!
خلاصه که 2 شب شد که نخوابیدم.از وقتی ام که رسیدم کار کار کار. اما در کل خوش گذست چون موفقیت داشت.
مهم نیست اگه درست نتوانستم لذت ببرم ، مهم اینه که توانستم یک موفقیت برای شرکت به ارمغان بیارم .
ایشاالله دفعه بعد دسته جمعی با شما دوستان.
خودم دارم. اما خدا را شکر میکنم که وقت مرده ندارم
2-3 هفته پیش
ISO_SODEX در نمایشگاه
هم حضور پیدا کردیم.
تصمیم داشتیم با یک شرکت ترکی قرار داد ببندیم که خدا را شکر بسته شد .
بطور کلی4 روزی آنجا بودیم که زمان بسیار کمی بود هم برای دیدن از کارخانه و شرکت مورد نظر هم بازدید از شهر و کار شخصی من اطلاعات دانشگاهی.
هر روز 6 صبح بیدار میشدم و شبها 22 بر می گشتیم. تا میا مدم دوشی بگیر و اطلاعات بدست آمده را فایل بندی کنم، ساعت 2 شب میشد . وقتی رسیدم تهران همش خوابیدم
.

این عکس ترکیه اروپا-آسیا میباشد، جداً در این همه زیبایی حیرت زده شدم.
حالا قضیه قبل سفرم را نمیدانید. 1 روز قبل سفرم که پنجشنبه بود طبق معمول بیخوابی زده بود بسرم و هی کانالها را عوض میکردم به سرم زد مدارک سفر را زودتر جمع کنم تا بعداً هل نکنم اما چشمتون روز بد نبینه هر چی میگشتم پاسپورتم و پیدا نمی کردم ساعت 4 صبح شد دیگه نمیدونستم کجا رو بگردم از طرفی سعی میکردم سرو صدا هم نکنم که اهل و ایال خانه از خواب ناز بیدارنشن. ساعت شده بود نزدیک 7 صبح ، منم کلافه شده بودم و بغض گلومو گرفته بود که صدای برخورد کتری به سینک ظرفشویی به گوشم خورد ، پریدم از اتاقم بیرون و پدرو دیدم که با بهت به من نگاه میکنه آخه رنگ و روم خیلی پریده بود فکر شو بکنید یکی7 ساعت در سکوت دنبال چیزی بگرده یعنی چی؟؟؟ بنده خدا پدرم اون نیز بی اطلاع بود ، منتظر شدم تا مادر خانومی هم چشمانش را باز کند ، که گفت آره پیش ایشان هست ، منو بگین هم از تعجب خشکم زد و هم خوشحال شده بودم ،آخه صابقه نداشت اینجور مدارکم دست مادر خانومی بیافتد. حتی 1% احتمال هم نمیدادم. که گفتند که چند روز پیش به اتاقم رفته بودم که همینطوری برای دیدن تعداد مهرهای داخل پاسم آن را به اتاقش برده بود .
فردای آن روز هم من ساعت 4 صبح پرواز داشتم که 1 شب باید به فرودگاه میرفتم اون هم فرودگاه امام که اگه دستم به کسی که آنجا را برای ساختن فرودگاه انتخاب کرد برسه پوستشو زنده زنده میکنم . آخه شما بگین اونجا هم جا هست تو بیا بون فرودگاه ساختن؟؟ همه کشور ها سعی کردن برای اینکه دید توریسم به فضای ورودی شهر به زیبایی بنگرد، در بهترین فضا فرودگاه بسازند. بعد ایران گشته گشته رفته تو جاده قم فرودگاه ساخته!!!
خلاصه که 2 شب شد که نخوابیدم.از وقتی ام که رسیدم کار کار کار. اما در کل خوش گذست چون موفقیت داشت.
مهم نیست اگه درست نتوانستم لذت ببرم ، مهم اینه که توانستم یک موفقیت برای شرکت به ارمغان بیارم .
ایشاالله دفعه بعد دسته جمعی با شما دوستان.
