یک روزقبل از اون روزی که گذاشتمت پیش قاضی که بدون دلدادگی روی تو قضاوت کنه. خوابتو دیده بودم باز.(مگر خواب ببینمت)
دیدم که چه خوشتیپ شده بودی.
خواب دیدم داری میری که پرواز کنی.
دیدم که دوماد شده بودی.
چه کت شلوار بهت میآمد.
من هیچ گاه تورو با این تیپ ندیده بودم.
من هم دعوت بودم.
دوستنمان هم بودند.
خانوادمان هم بودند.
اما بین خوشیها در گلوی من بقضی بزرگ
بر لب تو هم خنده ای هویدا نبود.
نگاهی سرد بر من کردی . نگاهی که توش معنای خاصی نبود.
و من از ترس آنکه مبادا کسی متوجه ناراحتی من بشود ، مجبور به پنهان کردن بغصم بودم. جالب اینکه دوستمان متوجه غمم شده بود و به روی خود نیاورد.
من پیش مادرت نشسته بودم و او نیز از این بابت خوشحال نبود.
........
وقتی ساعتم زنگ زد ، دلم نمی خواست از خواب بیدار شوم. با اینکه در خواب غصه داشتم ، میخواستم همچنان به دیدنت ادامه دهم.
نمن دانم تعبیر خواب چی بود؟؟؟ اما خواب های من معمولاً خبر از یک اتفاق را میدهند. که اگر راست باشد خوشحالم اگر خوشحالی.
*******************************
نشانی ازت هست. و من دو دل. نمی خواهم که بخاطر دلتنگیهایم برگردی. نمیخوام که باعث باری بر تو باشم. روزی که دیدم که تو هم مثل من شدی. حاضرم برای دیدنت.
*******************************
بر تو می اندیشم:
بر تو می اندیشم که مثل رودخانه میمونی
که مثل برگ گل شقایق
لای دفتر خاطرات یک عاشق می مونی
بر تو می اندیشم
بر تو می اندیشم که مثل آرزوی محالی
که مثل تک برگ کشیده
بر روی دفتر شعرم میمونی
تو...
تو مثل لا له عباسی
مثل اولین شکوفه، بهاری میمونی
تو...........تو.........
تو مثل خبر خوش برای چشمهای نا بینا میمونی.
تو خوشبو یی،
مثل مریم،
تو مثل گل شبو میمونی
تو خوش الحانی،
تومثل صدای پای باران بر روی شیشه میمونی.
تو مثل بنفشه،
مثل آلاله میمونی.
تو گرمی و مهربان
تو مثل آغوش کبوتر میمونی.
من
من مثل برگ پاییزی
که با تاکید به درخت تکیده.
تو متل آمدن بهار منمونی.
بر تو می اندشم
*******************************
التماس دعا از همهء شما عزیزان در این شبهای قدر را خواستارم
امیدوارم همهء دعا ها قبول درگاه حق بشود

